پل مرکزی باکتری دستگاه استفاده آمریکایی

پل: مرکزی باکتری دستگاه استفاده آمریکایی دانشمندان آنتی بیوتیک اخبار گوناگون

گت بلاگز اخبار حوادث اعترافات تکان هنده شکارچی دلار فروشان

سارق سریالی که از دلار فروشان خیابانی پایتخت کشور عزیزمان ایران دزدی می‌کرد، در پنجمین دزدی مردی راکشت. او دو ماه و نیم بعد از این جنایت در عملیات غافلگیرانه پل

اعترافات تکان هنده شکارچی دلار فروشان

اعترافات تکان هنده شکارچی دلار فروشان

عبارات مهم : اسلحه

سارق سریالی که از دلار فروشان خیابانی پایتخت کشور عزیزمان ایران دزدی می کرد، در پنجمین دزدی مردی راکشت. او دو ماه و نیم بعد از این جنایت در عملیات غافلگیرانه پلیس در مخفیگاهش دستگیر شد.

به گزارش کشور عزیزمان ایران ؛6 فروردین امسال، مأموران پلیس راهنمایی و رانندگی متوجه درگیری دو مرد میانسال داخل خودروی پراید شده است و زمانی که به آنها نزدیک شدند راننده ماشین با ترساندن اسلحه پا به فرار گذاشت. سرنشین خودروی پراید که با شلیک 5 تیر بشدت مجروح شده است بود به بیمارستان انتقال یافته شد ولی چند روز بعد تسلیم فوت شد. در ادامه تحقیقات، کارآگاهان جنایی موفق شدند قاتل مرد دلار فروش را دستگیر کنند.قاتل میانسال که مردی آرام، قد بلند وخوش کلام بود روز گذشته در اداره آگاهی پایتخت کشور عزیزمان ایران شرح تازه ای ازسرقت ها و جنایت را فاش کرد.

اعترافات تکان هنده شکارچی دلار فروشان

با مقتول آشنایی قبلی داشتی؟

نه، نخستین بار بود که این دلارفروش را می دیدم. من دنبال رسیدن به پول و دزدی بودم که او هم از شانس بدش به دام من افتاد.

با این حساب چطور او سوار ماشینت شد؟

سارق سریالی که از دلار فروشان خیابانی پایتخت کشور عزیزمان ایران دزدی می‌کرد، در پنجمین دزدی مردی راکشت. او دو ماه و نیم بعد از این جنایت در عملیات غافلگیرانه پل

به او گفتم مأمور مبارزه با قاچاق ارز هستم و به خاطر غیر قانونی بودن فروش دلار باید با من به اداره آگاهی بیاید.بعد هم او را سوار ماشینم کردم. در بین راه ماشین را در گوشه ای از خیابان نگه داشتم تا به قول خودم اموال مرد دلار فروش را صورتجلسه کنم. او از من کارت شناسایی خواست که گفتم بعد از نوشتن صورتجلسه کارتم را نشان می دهم.

در همین موقع متوجه شدم با دست راستش چاقویی را از جیبش بیرون می آورد. جهت جلوگیری از درگیری، اسلحه خودم را بیرون آوردم که مرد دلار فروش زیاد وحشت زده شد در همین وقت درگیری اتفاق افتاد و یک تیر به بازوی من خورد و چندین تیردیگر هم به سمت او شلیک شد.اما باورکنید من نمی خواستم او را بکشم ولی ناگهان تیر شلیک شد و این اتفاق تلخ افتاد. در همین زمان، مأموران پلیس راهور به طرف ماشینم آمدند که با اسلحه دیگری که داشتم آنها را ترساندن کردم و سوئیچ خودروی مأموران را گرفتم و با پای پیاده فرار کردم.

چطور دستگیر شدی؟

دو ماه و نیم از قتل مرد دلار فروش گذشته بود که مأموران پلیس به منزلم ریختند و دستگیرم کردند.

اعترافات تکان هنده شکارچی دلار فروشان

به غیر از این مورد، دزدی دیگری هم داشتی؟

بله، 4 دزدی دیگر از دلارفروشی ها انجام داده بودم که آنها بدون درگیری و با موفقیت انجام شده است بود. البته این را هم بگویم در آن دزدی ها اسلحه همراهم نبود. شگرد من هم مشخص بود؛ دلارفروش ها را به بهانه اینکه مأمور هستم سوار ماشین می کردم و بعد از صورتجلسه و گرفتن دلارهایشان اجازه می دادم که از ماشین پیاده شوند و پی کارشان بروند.

سارق سریالی که از دلار فروشان خیابانی پایتخت کشور عزیزمان ایران دزدی می‌کرد، در پنجمین دزدی مردی راکشت. او دو ماه و نیم بعد از این جنایت در عملیات غافلگیرانه پل

از دزدی ها چقدر گیرت آمد؟

مبالغ بسیار متغیر بود چون حدود 2 سال بود که با شکار دلار فروش های خیابانی این کار را انجام می دادم در مجموع فکر می کنم طی دو سال گذشته کمتر از 20 میلیون تومان از دزدی ها عاید من شده است باشد بعضی از دلار فروش ها که سوار خودروام می شدند ارز همراه ارزش نبود و فقط ریال داشتند مثلاً از یکی از سوژه ها حدود 5 میلیون تومان دزدی کردم.

آیا دلار فروش ها را جهت شکار گزینش می کردی؟

اعترافات تکان هنده شکارچی دلار فروشان

برای اینکه ازنگاه من بعضی از آنها افراد خلافکاری هستند. من سراغ مردم عادی نمی رفتم بلکه ازکسانی دزدی می کردم که از دید قانون خلافکار بودند.

خلافکاری دلار فروشان خیابان فردوسی چطور به تو ثابت می شد؟

مدام می شنیدم که دلار فروشی کاری خلاف قانون است و باعث اخلال ارزی در کشور می شود. از طرفی آنها که می دانستند کارهایشان خلاف قانون است که با دیدن بی سیم در دست من، می گفتند که پشیمان هستند و دیگر این کار را تکرار نمی کنند.

انگیزه ات از دزدی ها چه بود؟

پدرم سال هاست مریض است و جهت درمان او نیاز به پول داشتم. من یا باید بی تفاوت می ماندم و درد کشیدن او را می دیدم یا باید کاری می کردم. بالاخره نتوانستم بی تفاوت بمانم و گزینه دوم را گزینش کردم.

اسلحه را از کجا تهیه کرده بودی؟

از عراق خریده بودم، خرداد دو سال قبل.

سابقه داری؟

نه.

شغلت چیست؟

کارهای زیادی انجام داده ام یک زمانی کارمند بخش شخصی بودم و زمانی بازاریاب و ویزیتور. می توانم بگویم هر کاری که فکرش را کنید انجام داده ام.

تحصیلاتت چقدر است؟

فوق دیپلم نرم افزار.

پشیمانی؟

خیلی زیاد.اما افسوس که ناخواسته دستم به خون آلوده شده است وخانواده وپدرم هم آینده نامعلومی دارند./ کشور عزیزمان ایران

واژه های کلیدی: اسلحه | ایران | ماشین | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs